28
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 14:48
خیلی وقته ننوشتم.دلم برای این خونه تنگ شده بود.روزای زیادی گذشتن اما من هنوز عاشقم.... عاشق مردی به نام س.ی.ا.م.ک
29
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 14:48
امروز داغونم....دیروز هم همینطور داغونیام برای کسی هست که تموم عشقم و امیدم و آرزوم بود....اما آیا منم برای اون اینطور بورم؟؟؟؟ مهربون سیامک من رفت سوی یکی دیگه.کنار منم بودا ولی کنار اونم بود....منو
30
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 14:48
روزای سختی رو دارم میگذرونم.عشقی رو توی قلبم پروروندم و همچنان به سیامک ایمان دارم و به حرفاش اطمینان.گاهی دلم میخواد خفش کنم،گاهی ببوسمش.دلم میخواد داد بزنم تا کمی آروم شم.این حال و روز بد رو هیچوقت تجربه نکرده بودم.فکرنمیکردم اینقدر عاشق باشم...اینقدر شیدا......
31
-
تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 14:48
ایمان من به سیامک همچنان ادامه داره.این مشکلات باعث شد بهم نزدیکتر بشیم.عشقم بیشتر شده بهش و روز به روز از غم فراقش دیوونه تر میشم.هیچ کسی غیر از اون به چشمم نمیاد و این عشق نگرانم میکنه!!!بعد اینهمه قضایای عجیب و غریب اینهمه عشق و اعتماد جایزه آیا؟؟؟؟!!!!ولی سیامک بدون که عاااااشقتم
18
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:01
چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم....بوی یاس دیوونه کنندس.عاشق این بو هستم.عاشق گلای قرمزی هستم که تو بچگیهام از توحیاط خاله میچیدم.عاشق روزای بچگی.......
19
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:01
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات_نظر نامه رسان من وتوست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار ن...
20
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:01
خوابهای این شبهای من: شب بود.باید به خیابون میرفتم.ازعمد روسریمو نبردم وتوی دل شب موهامو سپردم به دست باد و از جریان باد لا به لای موهام کیفورمیشدم.خرامان خرامان حرکت میکردم و عشق میکردم از اینکه موهای بلندم باز هستن و مجبور نیستم با روسری بپوشونمشون!صبح هم یه عده ای اومدن تا بد حجابها رو بگیرن ومنم...
22
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:01
دلم یه بابا میخواد..... یه بابایی که تمومxa0 دنیاش دخترش باشه،مثل مهندس؛ یه بابایی که ولنتاین یادش بمونه و برای دخترش کادو بخره ،مثل مهندش؛ یه بابایی که حواسش نباشه وگردنبندش از تو پیرهنش بیرون بیاد و اسم دخترش روش حک شده باشه،مثل مهندس؛ یه بابایی که تموم زندگی وعشقش خلاصه بشه توی دخترش،مثل مهندس؛ م...
23
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:01
حال دلم خوب است اما تو باور نکن..... +++++تو دلم همیشه هستی،پیش روم اگه نباشی!!!! xa0
24
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:01
محل کارم عوض شد..... دیگه باغچه رویاییمو نمیبینم.چون اینجا پر از دیوار و فایل و کمد وکشو هست....خوشگلن اما هنوز برام غریبن.پنجره ازم دوره.دلم کمی میگیره.سماور این طبقه هنوز راه نیفتاده واز نوشیدن چای هم معذورم.این طبقه از محل کار شده تکنولوژی و دیزاین....همین
25
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:00
میدونم که به روز تو میای سراغ قلبم تویه روز مثل گل وا میشی تو باغ قلبم.............
26
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:00
رفتگر.... قشر زحمتکش و نازنین جامعه.جناب خان دیشب توخندوانه از صدای جاروی رفتگر میگفت که براش مثل لالایی میمونه.کمی فکرکردم و دبدم برای من لالاییه.اینکه نیمه های هرشب وقتی همه تو خواب ناز هستن صدای جاروی یه مرد مهربون که داره خودش رو به آب و آتیش میزنه برای زندگیش رومیشنوم و بهم آرامش میده.انگار که ...
27
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 1:00
عشقم میدونی چی دلم میخواد؟ اینکه با هم شروع کنیم....به زندگی رو از اول اولش...باتموم رویاهایی که تو تو ذهنت داری.تموم رویاهایی که من تو ذهنم دارم.... تو دست مامانت رو بگیری و بگی بریم خواستگاری.مامان اینه اون دختری که من میخوام.... بعدش هم من بشم عروس تو و با یه لباس عروس پراز چین.ماشینمون رو گل بزن...